تبلیغات
بسیجیان قائمیه - روایت رزمنده اهل قم، از حال‌وهوای ماه‌ مبارک رمضان در جبهه
بسیجیان قائمیه


یکی از رزمندگان دفاع مقدس، حال و هوای ماه رمضان در دوران جنگ تحمیلی را تشریح کرد و گفت: باید قدردان مجاهدت ها و رشادت های شهداء و رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس باشیم.

نامش ناصر شریفی است؛ اما جانبازان و رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس در شهر قم، حاج ناصر خطابش می کنند.

آقای شریفی که سابقه ۸۸ ماه حضور در جبهه را در کارنامه خود دارد، از فرماندهان ۸ سال دفاع مقدس و از همرزمان سردار شهید مهدی زین الدین فرمانده لشگر ۱۷ علی ابن ابی طالب(ع) قم، سردار شهید محمد بنیادی و ... است.

با این که آثار جراحات و جانبازی در ظاهر او واضح و مشخص است، اما می گوید خود را جانباز نمی دانم؛ وقتی علت آن را می پرسیم، می گوید: بنده دو باجناق دارم که هر دو آن ها در دوران دفاع مقدس قطع نخاع شدند و هرگاه آنان را روی ویلچر می بینم، اجازه نمی دهم خود را جانباز بدانم.

حاج ناصر شریفی پس از پایان جنگ تحمیلی، فعالیت های گسترده ای در حوزه ورزش فوتسال استان قم داشته و نامی آشنا برای اهالی فوتسال استان قم و البته کشور محسوب می شود؛ سرپرستی تیم فوتسال ارم کیش قم و مدیرعاملی باشگاه ماهان تندیس نماینده استان قم در لیگ برتر فوتسال کشور، بخشی از کارنامه ورزشی وی محسوب می شود.

بهانه گفت وگوی ما با این رزمنده ۸ سال دفاع مقدس، بیان خاطراتی از حال و هوای ماه رمضان در جبهه های جنگ بود؛ این که رزمندگان در ماه های رمضان چه می کردند؛ وی ضمن بیان خاطراتی از آن دوران، بر سوءاستفاده نکردن از خون پاک شهدا و همچنین پاسداری از آرمان والای شهیدان سال های دفاع مقدس، تأکید کرد.

مشروح گفت وگو با حاج ناصر شریفی را در ادامه می خوانید:

*آقای شریفی! ضمن تبریک فرارسیدن ماه رمضان، ماه میهمانی خدا، لطفا قدری از خاطرات جبهه و جنگ در ماه های رمضان برای‌مان تعریف کنید؟
البته شاید در این لحظه خاطرات زیادی در ذهن‌ نداشته باشم، اما یکی از ماه های رمضان ایام جنگ را که به خاطر می آورم، مربوط به زمان نزدیک به عملیات کربلای ۵ بود؛ با این که ماه رمضان آن سال در فصل گرم تابستان بود و از طرفی منطقه شلمچه در استان خوزستان، گرمای بسیار شدیدتری نسبت به سایر نقاط ایران داشت، اما بسیاری از رزمندگان با این که توسط فرماندهان و روحانیون تأکید می شد که لازم نیست روزه بگیرید، اما روزه می گرفتند و واقعا فقط به فکر نزدیکی به خدا بودند. بچه هایی هم که در خط پدافندی شلمچه بودند نیز روزه می گرفتند.

*واکنش فرماندهان، در زمانی که می دیدند رزمندگان به توصیه های آنان توجهی نداشته و بازهم روزه می گرفتند، چه بود؟
فرماندهان نیز وقتی می دیدند که تأکیدات آنان مبنی بر روزه نگرفتن برخی رزمندگان کارساز نیست، به برخی از آنان که احساس می کردند فشار زیادی را به خاطر روزه گرفتن تحمل می کنند، مرخصی اجباری می دادند و می گفتند باید بروید روزه های تان را در شهر خود بگیرید و بعد از آن برگردید.

*خاطره خاصی از روزه گرفتن رزمندگان و حال و هوای آنان دارید؟
خدا رحمت کند شهید رفیعی از کارگران اهل قم بود که با زبان روزه به شهادت رسید. در یکی از نیمه شب های ماه رمضان که قرار بود خود من چند روز پس از آن به مرخصی بروم، شهید رفیعی چون می دانست می خواهم به قم برگردم، پیش من آمد و گفت حاج ناصر! وصیت نامه ای را همین دیشب نوشتم و از تو می خواهم وقتی به قم رفتی آن را به دست خانواده ام برسانی؛ من وصیت نامه را گرفتم؛ پس از اذان صبح بود که شهید رفیعی با دهان روزه مشغول مناجات با خدا بود که حمله خمپاره ای دشمن باعث شهادت این شهید والا مقام شد؛ واقعا نحوه شهادت او در حال مناجات با خدا، بسیاری از همرزمان ش را تحت تأثیر قرار داد.

*از عملیات هایی که در ماه رمضان صورت گرفت برای‌مان بگویید؟
بله، عملیات رمضان در سه مرحله انجام شد؛ این عملیات در منطقه پاسگاه زید و در نزدیکی خرمشهر صورت گرفت؛ هوای آن جا هم بسیار گرم بود؛ یادم می آید حاج احمد فتوحی که معاون لشگر بود، که بسیار تأکید می کرد افرادی که نمی توانند روزه بگیرند، روزه نگیرند، در مقابل بچه هایی که معلوم بود با سختی فراوان روزه خود را نگه می دارند، یخ و آب نشان می داد و می گفت، اگر نمی توانید روزه نگیرید چرا که به هیچ عنوان در این شرایط سخت، روزه بر شما واجب نیست. اما بچه ها با عشق و معنویت بالایی که داشتند روزه می گرفتند. خود من به همراه چند نفر دیگر در خط پدافندی بودیم، چپیه های مان را خیس می کردیم و با گذاشتن جلوی دهان مان، مأموریت هایی که محول شده بود را انجام می دادیم.

*به خاطر دارید که کدام یک از شهدای نامدار دفاع مقدس در ماه رمضان به شهادت رسیده اند؟
به یاد ندارم، اما خیلی از رزمندگان، در ماه رمضان و در آن هوای سوزان، با دهان روزه شهید می شدند. خود ما در منطقه پاسگاه زید، عملیات رملی می کردیم و به چشم می دیدیم که در آن منطقه، بعد از منور زدن توسط عراقی ها، برخی از رزمندگان‌مان، با دهان روزه و با تیر خلاص دشمن به شهادت می رسیدند. یا یکی دیگر از این شهدا، شهید کبیری از بچه های سپاه بود؛ یادم می آید یک بار این شهید والا مقام، پس از آن که سحری خود را خورده بود تا روزه بگیرد، شروع به خواندن نماز صبح کرد که همه ما از جمله خود سردار شهید مهدی زین الدین فرمانده لشگر ۱۷ علی ابن ابیطالب(ع)، به او اقتدا کردیم تا نماز را به امامت او و به جماعت اقامه کنیم؛ البته خود شهید کبیری متوجه نشد که ما به او اقتدا کردیم؛ این قدر معنویت شهید کبیری بالا بود که فقط قنوت نماز دو رکعتی صبح او، حدود ده دقیقه طول کشید و در طول قنوت هم اشک می ریخت. خیلی ها بودند که با دهان روزه شهید شدند، اما متأسفانه عده ای در حال حاضر آن طور که باید و شاید، قدردان زحمات و مجاهدت های این شهدای والا مقام نیستند.

*چطور؟
دوست دارم با صراحت بگویم که در کنار قدردانی هایی که از شهدا، جانبازان، ایثارگران و خانواده های شاهد و ایثارگر می شود و قابل ستایش است، اما متأسفانه عده ای هم هستند که در حال سوءاستفاده از ارزش های دفاع مقدس هستند و برای امثال ما که دوران جنگ را درک کرده ایم، بسیار سخت و درد آور است. ما اخلاص، رشادت ها و از خودگذشتگی های شهدا و سایر رزمندگان را در ۸ سال دفاع مقدس دیده ایم و قطعا هر فردی که بخواهد از این ارزش ها، سوءاستفاده کند، باید در روز قیامت پاسخ گوی رفتار و کردار خود باشد. امیدوارم که راه شهدا و آرمان های والای آنان، بیش از پیش در جامعه ترویج شود.

منبع :خبرگزاری حیات





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 تیر 1395 توسط علی رنجبرشبان


آخرین مطالب


درباره وبلاگ
منوی اصلی
جستجو
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
پیوندهای روزانه
آمار سایت
جعبه حدیث
دیگر امکانات